عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

658

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

بر كشد . 814 من كثر احسانه احبهّ اخوانه : هر كه خوبيش بسيار باشد برادرانش دوستش دارند . 815 من حسنت كفايته احبهّ سلطانه : هر كه خوش كفايت ( و كار بر ) باشد پادشاهش دوستش دارد . 816 من عامل بالبغى كوفى به : هر كه كار ستم كند كارش با ستم برآيد ( و همان بيند كه كند ) . 817 من سلّ سيف العدوان قتل به : هر كه تيغ ستم از نيام بر كشد به همان تيغ كشته افتد . من استنصح اللّه حاز التّوفيق : هر كه از خدا پند خواهد ( خدا وى را هدايت كند ) و توفيق را دريابد . من اطاع التّوانى ضيّع الحقوق : هر كه سستى را پيروى كند ( و براى حقگذارى برادران دينى كوشش نكند ) حقوق را ضايع گذارده است . 818 من صدّق الواشى افسد الصّديق : هر كه سخن بد خواه و سخن چينى را باور دارد دوست را تباه گرداند . 819 من زهد فى الدّنيا لم تفته : هر كه زهد را در دنيا به كار بندد ( و دنبال دنيا نرود ) دنيا از دستش بيرون نخواهد رفت . 820 من رغب فيها اتعبته و اشقتّه : هر كه مايل و راغب دنيا باشد دنيا او را برنج افكند و بدبختش سازد . 821 من صدقت لهجته قويت حجتّه : هر كه صريح اللهّجه و درست گفتار باشد حجّتش قويست 822 من احبّنا فليعمل بعملنا و ليتجلبب الورع هر كه دوستدار ما است بايد كردار ما را كار بندد و لباس پرهيزكارى را در پوشد . 823 من كان بيسير الدّنيا لم يقنع لم يغنه من كثير الدّنيا ما يجمع : هر كه بكمى از دنيا نسازد بى نياز نگرداند از دنيا آنچه را كه او جمع مى نمايد . 824 من ارتاب للإيمان اشرك : هر كه در ايمان به خدا شكّ داشته باشد به خدا شرك آورده است . 825 من ابدء صفحته للحقّ هلك : هر كه روگرداندن از حق را آشكار سازد ( و با حق دشمنى آغازد ) تباه گردد . 826 من تفكّر فى ذات اللّه سبحانه الحد : هر كه در ذات خدا ( و اين كه خداوند چگونه چيزى